معنی مساوقة
6 بازدید
[ مُ وَ قَ ] (ع مص) نبرد کردن کسی را در فخر سوق یا در راندن یا در سختی ساق. (منتهی الارب). مفاخرت کردن با کسی در سوق و راندن که کدام یک شدیدتر و سخت تر است. (اقرب الموارد). با کسی فخر کردن در سختی ساق. (تاج المصادر بیهقی). || در معنی اتحاد اعم از مفهوم و صدق به کار رود، پس شامل الفاظ مرادف و مساوی می گردد. و عبارت است از ملازمت بین دو شی ء آنچنانکه یکی با دیگری در مرتبه فرق نکند. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «مساوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر