معنی مساهلة
5 بازدید
[ مُ هَ لَ ] (ع مص) مساهلت. مساهله. آسانی کردن با کسی. (منتهی الارب). با کسی آسان فراگرفتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار). نرم کردن و آسان گرفتن با کسی. (اقرب الموارد). سهل انگاری کردن. سهل گرفتن. آسان گرفتن. و رجوع به مساهلت شود. - مساهله کردن؛ مدارا کردن. اغماض کردن. تساهل کردن.
کلمات همقافیه با «مساهلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر