معنی مسان
6 بازدید
[ مَ سان ن ] (ع ص، اِ) جِ مُسِنّ. (دهار) (اقرب الموارد). رجوع به مسن شود. || شتران کلان سال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر