معنی مسافهة
4 بازدید
[ مُ فَ هَ ] (ع مص) دشنام دادن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || نادانی نمودن. (منتهی الارب). مجاهله. || نشستن نزدیک خم و دن و شراب خوردن ساعت بعد ساعت. || اسراف نمودن در خوردن شراب و بدون اندازه خوردن آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || لازم گرفتن ناقه راه را به سیر سخت. (منتهی الارب). راندن. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسافهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر