معنی مسافع
4 بازدید
[ مُ فِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر مسافعة. رجوع به مسافعة شود. زناکننده و زناکار. || حمله کننده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || دست در گردن یکدیگر کننده. (منتهی الارب). معانقه کننده، و گویند به معنی مضاربه کننده و زد و خورد کننده است. (اقرب الموارد). || شمشیرزننده. (منتهی الارب). || سیلی زننده. (اقرب الموارد). || عقد مضاربت نماینده. (منتهی الارب). || (اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد که طعمهٔ خود را به زمین افکند. (اقرب الموارد). و رجوع به مسافعة شود.
کلمات همقافیه با «مسافع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر