معنی مسارة
6 بازدید
[ مُ سارْ رَ ] (ع مص) مساره. سِرار. با کسی راز گفتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد). مهامسة. تهامس : با اصحاب خود به طریق مساره گفتند این زمان غیبتی واقع شد. (انیس الطالبین بخاری ص ۷۱). به طریق مساره به خواجه یوسف سخنان بسیار گفتند. (انیس الطالبین ص ۱۲۵).
کلمات همقافیه با «مسارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر