معنی مزیقیاء
5 بازدید
[ مُ زَ ] (اِخ) (مصغر و ممدود) لقب عمروبن عامر پادشاه یمن. (اقرب الموارد). لقب عمروبن عامر پادشاه یمن که هر روز جامهٔ نو می پوشید و شب آن را پاره میکرد تا دیگری نپوشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). لقب عمروبن عامر ماءالسماء. (المعرب ص ۲۸۴). لقب عمرو بن عامر ماءالسماءبن حارثة.... (وفیات الاعیان ص ۲۸۳ و ص ۲۷۶): جفنةبن عمرو اول غسانیان بود ونسب پدرش عمروبن مزیقیاءبن عامر ماءالسماءبن حارثةبن... بود و مزیقیاء او را از آن خواندند که اَزدیان در وقت او ممزق شدند، یعنی گریخته و چون عرب از زمین سبأ بگریختند. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص ۱۷۴). عمروبن لحی بن حارثةبن عمرو مزیقیاءبن عامربن حارثةبن... ملک الحجاز و او اول کسی است که بت ها را در خانهٔ کعبه قرار داد و آنها را عبادت کرد. (از حاشیهٔ ص ۲۲۵ مجمل التواریخ والقصص چ بهار).
کلمات همقافیه با «مزیقیاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر