معنی مزیز
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) افزون و اندک . || سخت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). صعب. (المزهر سیوطی ص ۳۱۷ سطر ۱۵، از مرحوم دهخدا). - عزیز مزیز؛ از اتباع است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر