معنی مزیة
5 بازدید
[ مَ زی یَ ] (ع اِمص، اِ) فزونی. (منتهی الارب از مادهٔ «م زو»). فضیلت. ج، مزیات و مزایا. (اقرب الموارد). فضیلت و افزونی. کل شی ء تمامه و کماله. ج، مزایا. (دهار). فضیلت. (مهذب الاسماء). مزیت. افزونی. زیادتی. و رجوع به مزیت شود.
کلمات همقافیه با «مزیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر