معنی مزنر
5 بازدید
[ مُ زَنْ نَ ] (ع ص) زناربسته. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قسمی مروارید که گوئی او را کمری بر میان است و آن را به فارسی کمربست گویند. (الجماهر بیرونی ص ۱۲۶). اللؤلؤ المزنر؛ مروارید مزنز. مروارید کمربست. (الجماهر بیرونی ص ۱۲۶ و ۱۲۹).
کلمات همقافیه با «مزنر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نر» برای سرودن شعر