معنی مزمزان
6 بازدید
[ مَ مَ ] (نف مرکب، ق مرکب) مکندهٔ اندک زمانی. (ناظم الاطباء). در حال مزیدن. در حال اندک اندک مکیدن : لقمهٔ مراد بگیری و گرد سی و سه دندان و گرد جایگاه بسیاری بگردانی و مزمزان می خوری تا مزه بیابی. (معارف بهاءولد ص ۵۵). هَرشَفة؛ مزمزان آشامیدن. تمزز؛ مزمزان خوردن [ شراب را ]. (منتهی الارب). رجوع به مزمزان شود.
کلمات همقافیه با «مزمزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر