معنی مزمارالراعی

معنی مزمارالراعی

6 بازدید
[ مِ رُرْ را ] (ع اِ مرکب) گیاهی از تیرهٔ آلیسماسه و از راستهٔ تک لپه ای ها که گونهٔ بسیار فراوان آن در کنار آبهای آرام میروید. (از لاروس بزرگ). مزمرالراعی. بر دو سلام. چوپان دو دوقو. قازایاغی. آذان العبد. آذان الارنب. زمارقهرة الراعی. آذان العنز. حیدار. سنبل الملک. مساس. (از فرهنگ گیاهی). نای چوپانان. (ناظم الاطباء). نباتی است که برگش شبیه به برگ بارتنگ و از آن بزرگتر و منحنی بطرف زمین و ساقش باریک و بی گره و بی برگ و بقدر زرعی و با رطوبت چسبنده و بر اطراف سر آن گلی مابین سفیدی و زردی و خوشبو. میخش باریک و سیاه شبیه به خریق اسود و بسیار خوشبو. و منبتش اماکن رطبه و در جوزا میرسد. تخمش مانند گل سرخ در اول و دوم گرم وخشک و نزد بعضی گرم و تر و محلل اورام و رافع سموم و مفتح سدد و مدر حیض و قابض طبع و دو درهم از بیخ او جهت ضرر افیون و سم ضفادع و ارنب بری و پیچش و قرحهٔ امعاء و طبیخ بیخ او جهت تفتیح سدهٔ جگر و سنگ گرده و درد رحم و شرب نبات او جهت اسهال و ضماد او جهت اورام باردهٔ احشاء بلغمی...نافع است. (ازتحفهٔ حکیم مؤمن).

کلمات هم‌قافیه با «مزمارالراعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید