معنی مزعف
4 بازدید
[ مُ عَ ] (ع ص) حسی مزعف؛ چاهک شورآب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). چاه که آب شور دارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ عِ ] (ع ص) موتٌ مزعف؛ موت شتابکش. مرگ شتابکش. || سیف مزعف؛ شمشیری که زنده نگذارد ضریبهٔ خود را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزعف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عف» برای سرودن شعر