معنی مزروعة
6 بازدید
[ مَ عَ ] (ع ص) مزروعه. کشته: أرض مزروعة؛ زمینی کشته. (مهذب الاسماء). تأنیث مزروع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مزروع و مزروعة شود.
کلمات همقافیه با «مزروعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر