معنی مزدیسنان

معنی مزدیسنان

6 بازدید
[ مَ دَ یَ ] (اِ مرکب) جِ مزدیسن. پیروان مزدیسنا. مزدیسنان. جمع مزدیسن است و مزدیسن یعنی خداپرست. (تاریخ سیستان چ بهار حاشیهٔ ص ۳۴). پرستندگان اورمزد. زردشتیان. مقابل دیویسنان یعنی دیوپرستان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پیروان آئین مزدیسنا را مزدیسنان گویند. (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص ۳). بی شک در قدیم چنانکه در سنت مزدیسنان است از برای هر یک از امشاسپندان....یشتی موجود بوده است. (یشت ها، تألیف پورداود ج ۱ ص ۱۷). در مقدمهٔ تاریخ بلعمی نام «مزدیسنان» که لقب مصطلح زردشتیان است ذکر گردیده. (سبک شناسی ج ۲ ص ۲۲ تألیف بهار): چون زردتشت بیرون آمد و دین مزدیسنان آورد، رستم آن را منکر شد و نپذیرفت. (تاریخ سیستان چ بهار ص ۳۳ و ص ۳۴). روان شد دین پاک مزدیسنان ز پیغمبر زراتشت سپتمان. (منسوب به زراتشت بهرام پژدو).

کلمات هم‌قافیه با «مزدیسنان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید