معنی مزدیسن
5 بازدید
[ مَ دَ یَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (مرکب از «مزده» +«یسن») پرستندهٔ مزدا. پرستندهٔ خدای یگانه. (از یشت ها تألیف پورداود ج ۱ ص ۲۸). مزده یسن. پیرو مزدیسنا: ...و مزدیسن یعنی خداپرست، چه مزد و مزدا نام خدا و «یسن» ستایش خدای است و یسن را یشن و یشت هم آورده اند و این نوع تصرف و تصحیف در غالب مصادر در فارسی بکار آمده مانند: منش، منشن، منشت. خورش، خورشن، خورشت. پاداش، پاداشن، پاداشت و غیره. (تاریخ سیستان چ بهار حاشیهٔ ص ۳۴). و رجوع به مزدیسنا شود.
کلمات همقافیه با «مزدیسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر