معنی مزدوری کردن
6 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) کار کردن برای مزد و اجرت. (ناظم الاطباء): مزدوری صیادان کردی [ سلیمان ] و هر روز نیم درم مزد میستد. (قصص الانبیاء چ سنگی ص ۱۶۸). و سالها مزدوری شعیب کرد تا کابین دختر تمام گشت. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «مزدوری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر