معنی مزدمند
4 بازدید
[ مُ مَ ] (ص مرکب) دارندهٔ مزد. دارندهٔ پاداش. صاحب اجر. صاحب پاداش و مزد: جمله عالم خود مسبّح آمدند نیست آن تسبیح جبری مزدمند. مولوی (مثنوی دفتر سوم ص ۱۸۷).
کلمات همقافیه با «مزدمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر