معنی مزبور
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) نبشته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نبشته شده و در پیش ذکر شده و مذکور و در پیش گفته شده. (ناظم الاطباء). نوشته شده. (فرهنگ نظام). نوشته. مذکور. مکتوب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِ) نامه. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «مزبور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر