معنی مزارعة
5 بازدید
[ مُ رَ عَ ] (ع مص) زمین به برزگری فا کسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). معامله در زمین به بعض حاصل آن در صورتی که بذر نیز از مالک باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). با یکدیگر کشاورزی کردن و زمین را بر بعض حاصل آن به کسی دادن و تخم بر ذمهٔ مالک باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزارعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر