معنی مزارع
5 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مزرع، به معنی جای کاشتن. (آنندراج). جِ مزرعة. (دهار) (ناظم الاطباء). کشت زارها. (دهار). مزرعه ها. (ناظم الاطباء): از مزارعشان برآمد قحط و مرگ از ملخهائی که می خوردند برگ.مولوی. || دیه کوچک. (از آنندراج) (از غیاث).[ مُ رِ ] (ع ص) زراعت کننده و کشاورز. (آنندراج) (غیاث) (ناظم الاطباء). کشتکار. (ناظم الاطباء). برزگر. کدیور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و اکثر مواضع دیوانی...به معاملان از قضاة و مزارعان و ارباب داد. (تاریخ غازانی ص ۲۵۹). مزارعان و معاهدان از اهل ذمت جزیهٔ سرهای ایشان بر دو صنف بوده است. (تاریخ قم ص ۱۱۲ و ۱۱۳).[ مَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان فین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس؛ در ۸۹هزارگزی شمال بندرعباس و ۵ هزارگزی غرب راه کرمان به بندرعباس، در منطقهٔ کوهستانی گرمسیر واقع و دارای ۱۱۴ تن سکنه است. آبش از قنات، محصولش خرما و مرکبات، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «مزارع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر