معنی مزارات
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مزار. مقابر. رجوع به مزار شود: ناگاه از فضل باری تبارک و تعالی همان روز مردی عجمی با من پیوست که او از آذربایجان بود و یک بار دیگر آن مزارات متبرکه را دریافته بود. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۲۶).
کلمات همقافیه با «مزارات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر