معنی مزادة
6 بازدید
[ مَ دَ ] (ع اِ) توشه دان فراخ، یا عام است. (از منتهی الارب). توشه دان فراخ و یا هر توشه دانی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ج، مَزاد، مَزائد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || آبدست دان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آفتابه. خیک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). متارهٔ بزرگ. مطهره. مشک بزرگ. معاضه.
کلمات همقافیه با «مزادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر