معنی مرکب کردن
6 بازدید
[ مُ رَکْ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) ترکیب کردن. ترکیب نمودن. بهم آمیختن : خزینه آب و آتش گشت بر گردون که پنداری ز خشم خویش و از رحمت مرکب کرد یزدانش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مرکب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر