معنی مرکب انداختن
8 بازدید
[ مَ کَ اَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از تاختن و حمله کردن : مسلمانان در موافقت او مرکب انداختند و نیک بکوشیدند. (ترجمهٔ اعثم کوفی ص ۱۰۵).
کلمات همقافیه با «مرکب انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر