معنی مرور کردن
6 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) گذشتن. گذر کردن. عبور کردن. - عبور و مرور کردن؛ رفت و آمد کردن. آمد و شد کردن. || به اجمال نظر افکندن به چیزی یا خواندن کتابی را.
کلمات همقافیه با «مرور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر