معنی مرواریدین
5 بازدید
[ مُ رْ ] (ص نسبی) مرواریدی. منسوب به مروارید. چون مروارید. دارای خصوصیات مروارید: آن خط کز آن قلم آید آن را لؤلُئی خوانند یعنی مرواریدین. (نوروزنامه). || ساخته شده از مروارید. رجوع به مروارید شود.
کلمات همقافیه با «مرواریدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر