معنی مرواریدی
4 بازدید
[ مُ رْ ] (ص نسبی) مرواریدین. منسوب به مروارید. چون مروارید. مانند مروارید: لون لؤلُئی و لون لؤلؤان، رنگ مرواریدی. (منتهی الارب). || ساخته از مروارید.[ مُ رْ ] (اِخ) شاعری باستانی. اسدی در لغت فرس ذیل کلمهٔ لامه بیت زیر را از او بشاهد آورده است : پیراهن لؤلئی به رنگ کامه وان کفش دریده و بسر برلامه. اسدی.
کلمات همقافیه با «مرواریدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر