معنی مرقد

معنی مرقد

7 بازدید
[ مَ قَ ] (ع اِ) خوابگاه. (منتهی الارب) (دهار) (غیاث). مضجع. خواب جای. ج، مَراقد. (اقرب الموارد): بهی زان دوبالش به نرمی بگشت بی آزار گردان به مرقد گذشت.فردوسی. حکمت او را ز نورباری جنت همت او را ز فرق فرقد مرقد.منوچهری. بر در مرقد سلطان هدی ز ابلق چرخ مرکب داشته را نالهٔ هرا شنوند.خاقانی. محتمل مرقد تو فرقدین متصل مسند تو شعریان.خاقانی. مرقد خاقانی از فرقد نهادی بخت من گر به کوی او محل پاسبانستی مرا.خاقانی. || گور. (منتهی الارب). آرامگاه. قبر. (غیاث). جایی که میت را در آن دفن سازند. (برهان): {/Bقََالُوا یََا وَیْلَنََا مَنْ بَعَثَنََا مِنْ مَرْقَدِنََا هََذََا مََا وَعَدَ اَلرَّحْمََنُ وَ صَدَقَ اَلْمُرْسَلُونَ . ۱-۱۴۳۶:۵۲/}(قرآن ۳۶/۵۲). تب لرزه یافت پیکر خاک از فراق او هم مرقد مقدس او شد شفای خاک.خاقانی. چون تو طریق نجات از در عم یافتی شرط بود قبله گاه مرقد عم ساختن.خاقانی. ز سودا و آشفتگی بر قدش برانداختم سنگی از مرقدش.سعدی.
[ مُ قِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ارقاد. رجوع به ارقاد شود. || داروئی است که خورنده را خواب آرد چون افیون. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دوائی که خواب آورد. (بحر الجواهر). دوای منوّم. داروی خواب. افیون و جوز ماثل را بدین اسم خوانند. (از فهرست مخزن الادویه). مهانول. اپیون. افیون. تریاک. || راه روشن. (منتهی الارب) (ازاقرب الموارد). مُرقدّ. و رجوع به مُرقدّ شود.
[ مُ قِ دد ] (ع ص) نعت فاعلی از ارقداد. رجوع به ارقداد شود. || راه و طریق واضح و روشن. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مرقد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید