معنی مرقة
7 بازدید
[ مَ قَ ] (ع اِ) یک قطعه پشم که ابتدا برکنده شود. ج، مرقات. (از اقرب الموارد).[ مَ رَ قَ ] (ع اِ) شوربا، و از مرق اخص است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). خوردی. (السامی). و رجوع به مرق شود. شوربا. (صراح). - مرقة بیضاء؛ آنکه در آن حوایج نریزند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر