معنی مرقب
7 بازدید
[ مِ قَ ] (ع اِ) در اصطلاح امروزین زبان عربی، تلسکوپ.[ مَ قَ ] (ع اِ) مرقبة. جای دیده بان بر بلندی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). جای بلند دیده بان. (دهار). جای دیده بان. خانهٔ دیده بان. (زمخشری). ج، مَراقب. (اقرب الموارد). و رجوع به مرقبة شود: جاه تو باد میمون طالع جان تو باد عالی مرقب.مسعودسعد.[ مُ رَقْ قَ ] (ع ص) پوستی که از جانب گردن باز کرده باشند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مَ قَ ] (اِخ) شهری و حصاری است مشرف به سواحل بحر شام و شهر بانیاس و در یک کوه ساحلی به شکل زیبا و بی نظیری واقع شده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مرقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر