معنی مرقال
7 بازدید
[ مِ ] (ع ص) ناقة مرقال؛ شتر مادهٔ شتاب رو. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اشتر زودرو. مُرقِل. مُرقلة. ج، مَراقیل. (اقرب الموارد): مرقال من آن باده زده کشتی بر آب پوینده تر از کشتی بر آب به رفتار. منوچهری.[ مِ ] (اِخ) لقب هاشم بن عتبه (رض). رجوع به هاشم (ابن عتبه...) شود.
کلمات همقافیه با «مرقال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر