معنی مرفین
6 بازدید
[ مُ ] (فرانسوی، اِ) مادهٔ سمی مخدر که از شیرهٔ خشخاش و شقایق گیرند. (یادداشت مرحوم دهخدا). یکی از آلکالوئیدهایی است که در گیاه خشخاش موجود است و از شیرهٔ خشخاش (که به تریاک موسوم است) استخراج شود. نسبت وزن مرفین به وزن تریاک ۱۰/۱ است. مرق. [ مَ ] (ع مص) فراوان کردن مرق و شوربای دیگ را. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). خوردنی بسیار در دیگ کردن. (تاج المصادر بیهقی). || بر کندن پشم پوست را، و یا دفن کردن آن را تا پشم و موی آن بریزد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پشم از پوست که در پیرایه برده باشند بر کندن . (تاج المصادر بیهقی). || با شتاب کسی را با نیزه زدن. || فضله انداختن پرنده. (اقرب الموارد). و رجوع به مروق شود.
کلمات همقافیه با «مرفین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر