معنی مرفو
9 بازدید
[ مَ فُ وو ] (ع ص) نعت مفعولی از رَفْو. رجوع به رفو شود. || رفو شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نوعی جناس مرکب. رجوع به ابدع البدایع ص ۲۳۷ و ۲۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «مرفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر