معنی مرغوار
7 بازدید
[ مُ ] (ص مرکب، ق مرکب) چون مرغ. بسان مرغ. مانند مرغ. مرغ مانند: می پرم مرغ وار گرد جهان هیچ جا آشیان نمی یابم.خاقانی. خاطر تو مرغ وار هست به پرواز عقل یافته هر صبحدم دانهٔ اهل ثواب.خاقانی. ز مرغ و بره روی رنگین بساط برآورده پر مرغ وار از نشاط.نظامی.
کلمات همقافیه با «مرغوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر