معنی مرعش
6 بازدید
[ مَ عَ / مُ عَ ] (ع ص، اِ) نوعی از کبوتر سفید دورپرواز. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کبوتر بچه که دورپر شود. (دهار). نوعی از کبوتر که در هوا معلق میزند و حلقه میشود و بعضی نوشته اند که این نوع کبوتر اکثر نامه بر باشد. (غیاث): شعرم به همه جهان رسیده ست مانند کبوتران مرعش.انوری. || نوعی کبوتر که بسبب بزرگی جثه هنگام راه رفتن می لرزد و مرتعش می گردد.[ مَ عَ ] (اِخ) شهری است به شام، نزدیک انطاکیه. (منتهی الارب). شهرکی است خرم [ به شام ] و آبادان و خرد و با کشت بسیار و آبهای روان. (حدود العالم). یاقوت گوید شهری است در سر حد میان شام و روم آن را دو باره و خندق، و در میانه بارهٔ دیگری است معروف به بارهٔ مروانی بنا کردهٔ مروان حمار و ربضی دارد معروف به هارونیه. (معجم البلدان). امروز این شهر در ترکیه و حدود شمال سوریه واقع است و سی هزار تن سکنه دارد. و بر کنار دریاچه ای است در شمال غربی شهر منبج. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرعش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عش» برای سرودن شعر