معنی مرضات
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِمص) مرضاة. رضا. خشنودی. خشنود شدن. و رجوع به مرضاة شود: {/Bوَ مِنَ اَلنََّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغََاءَ مَرْضََاتِ اَللََّهِ وَ اَللََّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبََادِ. ۱-۱۳۲:۲۰۷/}(قرآن ۲/۲۰۷). رعایت رضای ایزد سبحانه و تعالی و تحری مرضات او در آن مضمون و مرعی بوده است. (سندبادنامه ص ۲۱۷). کز پی مرضات حق یک لحظه ای است که مرا اندرگریزت مشکلیست.مولوی. نعمتی را کز پی مرضات حق درباختی حق تعالی از نعیم آخرت تاوان دهاد. سعدی (گلستان).
کلمات همقافیه با «مرضات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر