معنی مرضاة
6 بازدید
[ مَ ] (ع مص) خشنود گردیدن. (منتهی الارب). خشنود شدن و پسندیدن. (دهار). خشنود گردیدن و پسند کردن چیزی را و قناعت کردن. (آنندراج). || (اِمص) مرضات. خشنودی. (دهار). در مقابل سخط و خشم. (از اقرب الموارد). رضا [ رِ / رُ ] . رضوان [ رِ / رُ ] . ج، مَراضی. (دهار). رجوع به مرضات شود.
کلمات همقافیه با «مرضاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر