معنی مرزغان
6 بازدید
[ مَ زَ ] (اِ) آتش و صحیح آن مرغزن است. (از رشیدی). رجوع به مرزغن و مرغزن شود. || آتشدان. منقل آتش. (برهان قاطع). رجوع به مرغزن و مرزغن شود. || دوزخ. (برهان قاطع). رجوع به مرزغن شود. || گورستان. قبرستان. (برهان قاطع). رجوع به مرغزن و مرزغن شود.
کلمات همقافیه با «مرزغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر