معنی مردمآزار
4 بازدید
[ مَ دُ ] (نف مرکب) ظالم. جفاکار. (آنندراج). موذی که آزار و اذیتش به خلایق رسد. که به دیگران ضرر و آسیب رساند: مرغزاری است این جهان که در او عامه شوکان مردم آزارند.ناصرخسرو. زن از مرد موذی به بسیار به سگ از مردم مردم آزار به.سعدی. گاوان و خران باربردار به ز آدمیان مردم آزار.سعدی. بخور مردم آزار را خون و مال که از مرغ بد کنده به پر و بال.سعدی.
کلمات همقافیه با «مردمآزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر