معنی مردقوش
5 بازدید
[ مَ دَ ] (معرب، اِ) دوائی است که آن را مرزنگوش و مرزنجوش گویند. (از برهان قاطع). مرزنگوش که دوائی است. معرب مرده گوش. (منتهی الارب). معرب مردگوش. مردکوش. مرزنگوش. مرزنجوش. مرتقوس گیاهی است از تیرهٔ نعناعیان دارای برگهای بیضی شکل و گلهای سفید یا قرمز. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و نیز رجوع به مرزنگوش در این لغت نامه و رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۴۸ و دزی ج ۲ ص ۵۸۰ و المعرب جوالیقی ص ۳۰۹ س ۵ و نشوءاللغة ص ۹۳ شود. || آذان الفار. (تاج العروس) (برهان قاطع). || زعفران. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || نرم گوش. || بوی خوشی است (خوشبوئی است) مایل به سرخی و سیاهی که زنان بدان شانه آلایند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مردقوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر