معنی مرخم

معنی مرخم

6 بازدید
[ مُ خِ ] (ع ص) ماکیان بیضه در زیر بال گرفته. (منتهی الارب). راخم. مرخمة. (متن اللغة). نعت فاعلی است از ارخام. رجوع به ارخام شود.
[ مُ رَخْ خَ ] (ع ص) دم بریده. (از اقرب الموارد). نعت مفعولی است از ترخیم . رجوع به ترخیم شود. || در دستور زبان، کلمهٔ مرخم آن است که حرفی یا حروفی از آخر آن بیندازند و دنبالهٔ آن را قطع کنند، مانند رفت و آمد که مرخم رفتن و آمدن است. - اسم فاعل مرخم؛ اسم فاعلی که علامت فاعلی یعنی «نده» از آخر آن افتاده باشد و این در موردی اتفاق میافتد که اسم فاعل با کلمهٔ دیگری ترکیب شود و اسم فاعل مرکب سازد، مانند بادیه پیما و راهرو و دلنشین و دلگداز و پاکباز که به ترتیب صورت مرخم این ترکیبات است: بادیه پیماینده، راهرونده، دلنشیننده، دلگدازنده، پاکبازنده. - اسم مفعول مرخم؛ اسم مفعول معمولاً مرکبی است که یک حرف «ه» یا دو حرف «ده» یا سه حرف «یده» از آخر آن افتاده باشد، مانند سایه پرورد، خانه سوز، ورشکست که به ترتیب صورت مرخم این کلماتند: سایه پرورده، خانه سوزیده، ورشکسته. - مصدر مرخم؛ کلمه ای را گویند که «ن» علامت مصدر از آخر آن افتاده باشد و معنی مصدر را افاده کند، مانند: دررفت (راه دررفت)، آمد و شد (راه آمد و شد)، خورد (بیش از این نتوان خورد)، که صورت مرخم این مصادر است: دررفتن، آمدن و شدن و خوردن. - منادای مرخم؛ در عربی کلمهٔ منادی را که حرف آخر آن انداخته شده باشد بجهت تخفیف منادای مرخم گویند. (از غیاث اللغات). مانند: یا «حار حمدان» که صورت مرخم یا حارث حمدان است. || نرم گردانیده شده. (غیاث اللغات). نرم شده. نازک و رقیق و لین شده. (یادداشت مرحوم دهخدا). نعت مفعولی است از ترخیم. رجوع به ترخیم شود. || جائی که با رخام یعنی سنگ مرمر فرش کرده باشند. با مرمر فرش کرده :
[ مُ رَخْ خِ ] (ع ص) نرم کننده. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ترخیم. رجوع به ترخیم شود. || سخن گوی خوش نما. (ناظم الاطباء). || سنگ تراش. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی آخر مُرَخِّم شود.

کلمات هم‌قافیه با «مرخم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید