معنی مرحضة
5 بازدید
[ مِ حَ ضَ ] (ع اِ) آبدست دان. (منتهی الارب). ظرفی که در آن وضو می گیرند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مرحاض. مغتسل. (متن اللغة). کنیف . (از اقرب الموارد).[ مُ حَ ضَ ] (ع ص) تأنیث مُرْحَض: ثیاب مرحضة؛ جامه های شسته. (از منتهی الارب). و رجوع به ارحاض و نیز رجوع به مرحَض شود.
کلمات همقافیه با «مرحضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر