معنی مرحاض
6 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) جای دست و روی شستن. (منتهی الارب). مرحضة. (متن اللغة). آنجا که خود را بشویند. (مهذب الاسماء). مغتسل. (متن اللغة) (اقرب الموارد). آبخانه. دست شوئی. روشوئی. ج، مراحیض. || جای پلیدی انداختن. (منتهی الارب). خلا. مرحضة. (متن اللغة). مستراح. موضع العذرة. (از اقرب الموارد). مبال. ج، مراحیض. || جامه کوب. (منتهی الارب). چوب جامه شوی. (مهذب الاسماء). چوبی که جامه را بدان کوبند. (فرهنگ خطی). چوبی که جامه را هنگام شستشو با آن می کوبند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ج، مراحیض.
کلمات همقافیه با «مرحاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر