معنی مرجعة
6 بازدید
[ مَ جِ عَ ] (ع مص) بازگشتن . (منتهی الارب). انصراف. بازگردیدن. رجوع . مرجِع. رجعی. رجعان. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). رجع. مقابل. ذهاب. (از متن اللغة). رجوع به رجوع شود.[ مُ جِ عَ ] (ع ص) سفرة مرجعة؛ که در آن ثواب و عاقبت نیک باشد. (از منتهی الارب) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مرجعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر