معنی مرجع

معنی مرجع

7 بازدید
[ مَ جَ ] (ع مص) مرجِع. رجع. (اقرب الموارد). رجوع به رجع و مرجِع شود.
[ مَ جِ ] (ع اِ) زیر کتف. (منتهی الارب). مرجع کتف؛ اسفل آن. (از متن اللغة). رجع کتف. (یادداشت مؤلف). || (مص) بازگشتن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۷) (منتهی الارب). انصراف. بازگردیدن. مقابل ذهاب به معنی رفتن. (از متن اللغة). رجوع. مرجعة. رجعی. رجعان. (اقرب الموارد) (متن اللغة). رجع. (متن اللغة). رجوع به رجوع شود. || رجوع به مرجع [ مَ جَ / مَ جِ ] در سطور ذیل شود.
[ مَ جِ / مَ جَ ] (ع اِ) جای بازگشتن. (غیاث اللغات). جای برگشت. جای بازگشت. (ناظم الاطباء). محل رجوع. (فرهنگ فارسی معین). مآب. منقلب. بازگشت گاه. (یادداشت مؤلف): اژدها را به مرجعی مانند کردم که به هیچ تأویل از آن چاره نتوان کرد. (کلیله و دمنه). باد ارکان دین و دولت را سوی او مرجع و مصیر و مآب.سوزنی. || زمان رجوع. (یادداشت مؤلف). هنگام برگشت. (ناظم الاطباء): اگر به حقیقت معاد آن را خواهی یوم المعاد است و هرگاه براستی مرجع آن را طلبی یوم التناد است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۴). || بازگشت. رجوع :
[ مُ جِ ] (ع ص) سود برنده از مال التجاره و مسافرت که پس از برگشت سودی حاصل کند. (ناظم الاطباء). || زنی که پس از مرگ شوی به نزد خانواده و کسان خویش برگردد. راجع. (از متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «مرجع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید