معنی مرثیة
7 بازدید
[ مَ یَ ] (ع مص) مرده ستودن و رحمت کردن. (تاج المصادر بیهقی). رثاء. رثی. رثایة. مرثاة. گریستن بر مرده و برشمردن و ذکر محاسن وی. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به مرثیه و مرثیت شود. || در عزای مرده شعری سرودن. (از اقرب الموارد). رجوع به مرثیت و مرثیه شود. || رحمت و رقت آوردن . (از اقرب الموارد). رحم کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مرثیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر