معنی مربیات
6 بازدید
[ مُ رَبْ بَ ] (ع اِ) جِ مربی. (از متن اللغة). جِ مربیة است. (از فرهنگ فارسی معین). انبجات. (ابن البیطار) (مفاتیح). مرباها: مربیات دویست و هفتاد من... (مکاتبات رشیدی ص ۲۸۴، از فرهنگ فارسی معین). || داروهای پرورده به رب. (منتهی الارب). چون هلیلهٔ پرورده. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مربیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر