معنی مربب
5 بازدید
[ مُ رَبْ بَ ] (ع ص) پرورده. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || عمل آورده و پرورده با ربّ. (از متن اللغة): زنجبیل مربب؛ پرورده به رب. (منتهی الارب). مربی با عسل یا شکر. (یادداشت مؤلف). آنچه در عسل یا شکر پرورده به عمل آرند. || مُنْعَم. منعم علیه. (اقرب الموارد).[ مُ رَبْ بِ ] (ع ص) تربیت کننده. پرورش دهنده. استاد. معلم. || رُب سازنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مربب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بب» برای سرودن شعر