معنی مرافعه
5 بازدید
[ مُ فَ / فِ عَ / عِ ] (از ع اِمص) مرافعة. مرافعت. دعوی پیش حاکم بردن. (غیاث اللغات). قصه به حاکم بردن. به قاضی برداشتن. با خصم به داور رفتن. سخن نزد حاکم و قاضی بردن. ترافع محاکمه. داوری. (یادداشت مؤلف). || (اِمص) داوری. محاکمه. رجوع به مرافعه بردن و مرافعه نهادن شود. || در تداول، دعوا. مشاجره. کشمکش.
کلمات همقافیه با «مرافعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر